http://i36.tinypic.com/sdckyb.jpg http://i36.tinypic.com/sdckyb.jpg .:. ضحی .:.


  

 چهارشنبه ۱۱ دی ۱۳۸٧

 نقش فردی زن در حکومت مهدوی
 

مسئله دیگر، فهم تحول جهانی است؛ یعنی خانم‌ها هم به عنوان یک مادر و هم به عنوان یک همسر و هم به عنوان یک انسان در جامعة مهدوی واقعاً‌ باید تحولات جهانی را منتها در چهارچوب اندیشه الهی کاملاً خوب بشناسند، یعنی زمان شناس باشند. همان طور که حضرت علی علیه السلام‌ فرمودند که «هر کس که زمان را خوب بشناسد خودش را آماده می‌کند». واقعاً زنان باید یک آمادگی در خودشان برای هم منتظرپروری و هم انجام رسالت‌های مهدوی، ایجاد کنند و این آمادگی ایجاد نمی‌شود، الا این‌که ما فهم خوبی نسبت به تحولات جهانی داشته باشیم؛ منتها یک فهم همراه با درد؛ البته اگر فهم خوبی نسبت به تحولات جهانی داشته باشیم درد هم به دنبال این فهم خواهد بود. زنان نمی‌توانند خودشان را از برنامه‌هایی که در ارتباط با ظهور و افول تمدن‌ها و تلاش‌هایی که الان صورت می‌گیرد خودشان را منفک از این قضایا بکنند.

 در جریان عاشورا این مسئله را مکرر شنیدیم که حضرت زینب علیها السلام در حادثه عاشورا ضمن تأمین نیازهای عاطفی اطرافیان و انجام رسالت‌های مخصوص خود دقیقاً در جریان فعل و انفعالات دشمن و حالات یاران امام حسین علیه السلام بودند و حتی به موقع سعی می‌کردند با دقت نظر در احوالات یاران امام حسین علیه السلام به حضرت، ضرورت اعتماد پیدا کردن به میزان وفاداری یاران را گوشزد کنند و به هرحال، ایشان در طول جریان عاشورا ـ چه قبل از عاشورا و چه در زمان اسارت ـ با نگاه دقیق و ژرف بین خود، کاملاً متوجه مسائل پیرامونی خود و تحرکات دشمن بودند و با درایت، برنامه‌های دشمن را خنثی می‌کردند و حتی از فرصت‌ها بیشترین بهره را می‌بردند. الان بحث جدیدی داریم، بحث ناتوی فرهنگی که این همه مقام معظم رهبری، آن را مطرح می‌کنند؛ اگر زن به عنوان یک مربی در جامعة مهدوی، ناتوی فرهنگی را نشناسد و اگر ابزار ناتوی فرهنگی را نشناسد و اگر راهکارها و راهبردهای مقابله با ناتوی فرهنگی را نشناسد، واقعاً نمی‌تواند در منتظرپروری موفق باشد و نمی‌تواند در ایفای رسالت‌های خودش موفق باشد؛

لذا این بحث آگاهی به زمان و تهدیدات زمان و فرصت‌هایی که الان است آگاهی‌های جدی است که واقعاً باید زنان ما این آگاهی را پیدا کنند؛ هر چه این آگاهی‌ها بیشتر بشود حساسیت‌شان نسبت به مسئولیت‌ها و رسالت‌هایشان بیشتر می‌‌شود و دقت نظرهایشان نسبت به مسئولیت‌هایشان بیشتر می‌شود

منتظر
پيام هاي ديگران ()


 شنبه ٧ دی ۱۳۸٧

 نقش خانوادگی زن در حکومت مهدوی
 

می توان نقش هایی که یک زن می پذیرد را به نقش فردی  زن مسلمان ، نقش خانوادگی زن مسلمان و نقش که در عرصه اجتماعی می پذیرد تقسیم کنیم ، اما اگر بخواهیم بیشتر روی آن وظایف خاص زنان متمرکز بشویم باید ببینیم که چه جایگاهی در نظام تربیتی اسلام برای زن قائل شده‌اند. مسئولیت انسان سازی، بهترین رسالت زن در نظام تربیتی اسلام است. همان نقشی که معمار انقلاب حضرت امام خمینی رحمه الله علیه هم به زیبایی به آن اشاره نموده‌اند که همان طور که قرآن انسان‌ساز است. زن هم انسان ساز است؛ اصیل‌ترین نقشی را که زن در جامعة کنونی می‌تواند به عنوان یک زن داشته باشد در این جامعه گویی پرداختن به همین نقش است، یعنی نقش انسان سازی است. اکنون، عمده‌ترین خلأیی که در جامعة کنونی داریم این است که دچار یک نوع انفعال در مسئله انسان سازی شدیم، یعنی در عرصه تربیت فعالانه برخورد نمی‌کنیم. در مقابل کلیه فعالیت‌ها و فعل و انفعالاتی که از طرف بیگانه صورت می‌گیرد منفعل شده‌ایم. ما باید این نقش فعال را که نقش انسان سازی است را اصالت بدهیم. آیت الله جوادی آملی در یکی از مباحث‌شان مطرح می‌کردند که اگر زن، اصالت را به شغل مادری و همسری ندهد از صراط مستقیم خارج است؛‌ یعنی برخلاف دیدگاه فمینیستی که مادری را و همسری را یک نوع بردگی می‌بینند و یک شغل منفعل می‌دانند، در نظام مهدوی، مادری و همسری یک شغل کاملاً اصیل است. عمده‌ترین نقشی که زن می‌تواند ایفا کند این نقش است؛ نقش انسان سازی و تأمین نیروی انسانی جامعة مهدوی که این می‌تواند بزرگ‌ترین خدمت فرهنگی به یک جامعة مهدوی در عصر حاضر باشد. مسئله بعد نقشی است که زن به عنوان نیمی از پیکرة جامعه منتظر و تأثیرگذار در نیمی دیگر از جامعه می‌تواند داشته باشد. پس در واقع، زن می‌تواند با هنرنمایی، تمامی جامعه را تحت تأثیر قرار دهد و می‌تواند در احیای فرهنگ مهدوی در جامعه یا تخریب آن به عنوان یک عنصر فعال و مؤثر نقش آفرینی نماید. حضرت امام می‌گویند: زن، نقش رهبری را دارد، نقش پیش تازی را دارد. نهایتاً زن می‌تواند در عرصه فرهنگ جامعه ما بیشترین تأثیر را داشته باشد؛ لذا این نقش فرهنگ سازی زنان در عرصه‌های فرهنگی در جامعة کنونی را نباید فراموش کنیم؛ چرا که زنان با توجه به ویژگی‌های خاص خودشان، وقتی به عنوان یک معلم، یک مربی و یک عنصر فرهنگی در جامعه نقش آفرینی می‌کنند، تحول آفرین می‌شوند و می‌توانند یک جامعه را به سوی تعالی و رشد و یا یک جامعه را به سوی انحطاط ببرند. زنان، آمیزه‌ای از عقل و احساس‌اند که اگر از این دو ابزار به خوبی بهره جویند، می‌توانند حرکت‌های خوبی در جامعه ایجاد نمایند.

منتظر
پيام هاي ديگران ()


 شنبه ٩ آذر ۱۳۸٧

 سالروز ازدواج امام علی (ع) و حضرت زهرا(س) مبارک باد
 

سالروز-ازدواج-علی-ع-و-فاطمه-س-20005

 

 

پیشنهاد به علی (ع):

اصحاب رسول خدا احساس کرده بودند که پیغمبر اکرم تمایل دارد فاطمه(علیها السلام) را با علی پیوند ازدواج دهد، ولی از جانب علی پیشنهادی نمی شد. یک روز عمر وابوبکر و سعد بن معاذ و گروهی دیگر که پیامبر(ص)  تقاضای ازدواج آنها را رد کرده بود در مسجد گرد آمده بودند و از هر دری سخن می گفتند. در این بین سخن از فاطمه به میان آمد. ابوبکر گفت:  مدتی است که اعیان و اشراف عرب فاطمه علیهاالسلام را خواستگاری می نمایند اما پیغمبر اکرم پیشنهاد احدی را نپذیرفته و در جوابشان می فرماید:

 تعیین همسر فاطمه با خداست.برای همه روشن بود که خدا وپیغمبر، فاطمه را برای علی علیه السلام نگاه داشته اند. سپس به «عمر» و «سعد بن معاذ» گفت: حاضرید به اتفاق هم نزد علی برویم و جریان را برایش تشریح کنیم و اگر به ازدواج مایل بود همراهیش کنیم؟! آنها از این پیشنهاد استقبال و او را در این کار تشویق کردند. سلمان فارسی می گوید: عمر و ابوبکر و سعد بن معاذ بدین قصد از مسجد خارج شدند و به جانب آن حضرت شتافتند. علی (ع) فرمود: از کجا می آیید و به چه منظور اینجا آمده اید؟ ابوبکر گفت: یا علی تو در تمام کمالات بر سایرین برتری داری، و از موقعیت خود و علاقه ای که رسول خدا به تو دارد کاملاً آگاهی. اشراف و  بزرگان قریش برای خواستگاری فاطمه علیها السلام آمده اند ولی پیغمبر صلی  الله علیه و آله دست رد به سینه همه زده و تعیین همسر فاطمه را به دستور خدا حواله داده است. گمان  می کنم خدا و رسول، فاطمه را برای تو گذاشته اند. و شخص دیگری قابلیت این افتخار را ندارد.

افکار خفته بیدار می شود:

اوضاع بحرانی اسلام و گرفتاری ها و فقر اقتصادی مسلمین، چنان علی (ع) را مشغول ساخته بودکه به خواسته های درونی خویش و ازدواج وتشکیل خانواده هیچگونه توجه نداشت. علی (ع) اندکی پیرامون پیشنهاد آنها تأمل و اطراف و جوانب قضیه را به خوبی بررسی نمود: تهیدستی خود و مشاهده گرفتاریهای عمومی از یک طرف و فرا رسیدن زمان ازدواج  وی از طرف دیگر(1). او بخوبی می دانست که اگر همسری چون فاطمه را از دست بدهد دیگر این فرصت قابل جبران نیست.

 علی (ع) به خواستگاری می رود:

این پیشنهاد علی را تحت تأثیر قرار داد بطوریکه دست از کار کشید و به منزل بازگشت. خود را شستشو داد، عبای تمیزی بر تن کرد و به خدمت رسول اکرم شتافت. درب خانه را به صدا درآورد. پیغمبر به «ام سلمه» فرمود: در را باز کن. کوبنده در شخصی است که خدا و رسول او را دوست دارند او هم خدا و

رسول را دوست دارد.عرض کرد: یا رسول الله! پدر و مادرم فدایت، کیست که ندیده درباره اش چنین داوری  می کنی؟ فرمود: ای ام سلمه! مردی دلاور و شجاع است او برادر و پسرعمویم و محبوب

 ترین مردم نزد من است. ام سلمه از جای جست و در سرای را باز کرد. علی (ع) داخل منزل شد،  سلام داد و در حضور پیغمبر نشست. از خجالت سرش را به زیر انداخت،  و نتوانست تقاضای خویش را عرضه بدارد. مدتی هر دو خاموش بودند.  بالاخره پیغمبر (ص) سکوت را شکست و فرمود: یا علی گویا برای حاجتی

نزد من آمده ای که از اظهار آن خجالت می کشی؟ بدون پروا حاجت خود را بخواه و اطمینان داشته باش که تمام خواسته هایت قبول می شود. عرض کرد: یا رسول الله پدر و مادرم فدای تو باد، من در خانه شما بزرگ شدم و از الطاف شما برخوردار گشتم. بهتر از پدر و مادر، در تربیت و تأدیب من کوشش نمودی و به برکت وجود شما هدایت شدم. یا رسول الله! به خدا  سوگند اندوخته دنیا و آخرت من شما هستی. اکنون موقع آن شده که برای  خود همسری انتخاب کنم و تشکیل خانواده دهم، تا با وی مأنوس گردم و از ناراحتیهای خویش بکاهم. اگر صلاح بدانی و دختر خود فاطمه علیها السلام را به عقد من در آوری سعادت بزرگی نصیب من شده است.

رسول خدا که در انتظار چنین پیشنهادی بود صورتش از سرور و شادمانی بر افروخته شد، فرمود: صبر کن تا از فاطمه اجازه بگیرم.پیغمبر نزد فاطمه (ع) رفت، فرمود: دخترم! علی بن ابی طالب (ع) را به خوبی می شناسی برای خواستگاری آمده است. آیا اجازه می دهی ترا به عقدش در آورم؟ فاطمه از  خجالت سکوت کرد و چیزی نگفت. پیغمبر چون آثار خشنودى را در چهره  او دید گفت: الله اکبر و سکوت او را علامت رضایت دانست (2).

 

 توافق:

رسول اکرم (ص) پس ازکسب اجازه به نزد علی آمد و با لبی خندان گفت:  یا علی! آیا برای عروسی چیزی داری؟ پاسخ داد: یا رسول الله پدر و مادرم  قربانت، شما از وضع من کاملاً اطلاع دارید. تمام ثروت من عبارت است از یک شمشیر، یک زره و یک شتر. فرمود: تو مرد جنگ و جهادی و بدون شمشیر نمی توانی در راه خدا جهاد کنی، شمشیر از لوازم و احتیاجات ضروری  تو است. شتر نیز از ضروریات زندگی تو محسوب می شود، باید به وسیله آن  آبکشی کنی و امور اقتصادی خود و خانواده ات را تأمین کنی و برای اهل و عیالت کسب روزی نمایی و در مسافرت بارت را بر آن حمل کنی، تنها چیزی که می توانی ازآن صرف نظر کنی همان زره است. منهم به توسخت نمی گیرم و به همان زره اکتفا می نمایم. یا علی آیا اکنون بشارتی به تو بدهم و رازی را برایت آشکار بسازم؟!

عرض کرد: آری یا رسول الله، پدر و مادرم فدایت، شما همیشه نیک خوی وخوش زبان بوده اید.

فرمود: پیش از آنکه به نزد من بیایی جبرئیل نازل شد و گفت:

یا محمد! خدا ترا از بین مخلوقاتش برگزیده و به رسالت انتخاب کرد.علی (ع) را برگزید و برادر و وزیر تو قرار داد. باید دخترت فاطمه را به ازدواج  او درآوری. مجلس جشن ازدواج آنان در عالم بالا و در حضور فرشتگان  برگزار شده است. خدا فرزندان پاک و نجیب و طیب و طاهر و نیکو به آنان عطا خواهد نمود یا علی هنوز جبرئیل بالا نرفته بود که تو درب منزل را زدی (3).

 

 خطبه عقد:

پیغمبر صلی الله علیه وآله فرمود: یا علی تو زودتر به مسجد برو و من نیز از عقب تو می آیم، تا در حضور مردم مراسم عقد را برگزار کنیم و خطبه بخوانیم. علی (ع) مسرور و خوشحال به جانب مسجد حرکت نمود. ابوبکر و عمر را در بین راه ملاقات کرد،آنها از جریان کار جویا شدند، گفت: رسول خدا دخترش

  را به من تزویج کرد، هم اکنون پیامبر در راه است تا در حضورجمعیت، مراسم عقد و خطبه خوانی را انجام دهد. پیغمبر (ص) در حالی که صورتش از سرور و شادمانی می درخشید به مسجد  تشریف برد، ‌و به بلال فرمود: مهاجر و انصار را در مسجد جمع کن. هنگامی  که مردم جمع شدند، بر فراز منبر رفت و پس از حمد و ثنای فرمود: ای مردم  آگاه باشید که جبرئیل بر من نازل شد و از جانب خدا پیام آورد که مراسم عقد ازدواج علی و فاطمه علیها السلام در عالم بالا و در حضور فرشتگان برگزار شده و دستور داده که در زمین نیز آن مراسم را انجام دهم، و شمارا برآن گواه بگیرم. سپس نشست و به علی (ع) فرمود: برخیز و خطبه عقد را بخوان. علی علیه السلام برخاست و فرمود: خدا را بر نعمت هایش سپاس می گویم و شهادت می دهم که بغیر از او خدایی نیست. شهادتی که مورد پسند ورضایت او واقع شود. درود بر محمد صلی الله علیه وآله، درودی که مقام ودرجه اش را بالا برد. ای مردم! خدا ازدواج را برای ما پسندیده و بدان دستور داده است. ازدواج من و فاطمه را خدا مقدر کرده و بدان امر نموده است. ای مردم! رسول خدا فاطمه را به عقد من در آورد و زره ام را از بابت مهر قبول کرد. از آن حضرت بپرسید و گواه باشید.

مسلمانان به پیغمبر (ص) عرض کردند: یا رسول الله! فاطمه را با علی کابین بسته ای؟رسول خدا پاسخ داد: آری. پس تمام حضار دست به دعا برداشته گفتند: خدا این ازدواج را بر شما مبارک گرداند و در میانتان دوستی و محبت افکند.

 مذاکره عروسی:

علی علیه السلام می فرماید: حدود یک ماه طول کشید و من خجالت می کشیدم باپیغمبر درباره فاطمه صحبت کنم، ولی گاهی که خلوت می شد می فرمود: یا علی چه همسر نیکو و زیبائی نصیبت شد؟ بهترین زنان عالم را تزویج توکردم.

روزی برادرم عقیل پیش من آمد و گفت: برادر جان! من از ازدواج تو بسیارمسرور هستم. چرا از رسول خدا (ص) خواهش نمی کنی که فاطمه را به خانه ات بفرستد تا بوسیله عروسی شما، چشم ما روشن گردد؟ پاسخ دادم:  خیلی میل دارم عروسی کنم اما از رسول خدا خجالت می کشم. عقیل گفت: تو را به خدا سوگند! هم اکنون با من بیا تا خدمت پیغمبر (ص) برویم.علی با برادرش عقیل آهنگ منزل رسول خدا نمودند. در بین راه به «ام ایمن» برخورد کرده جریان را برایش گفتند. ام ایمن گفت: اجازه بدهید من با رسول خدا در این باره مذاکره کنم. ام سلمه و سایر زنان از قضیه خبردار شدند و خدمت پیغمبر صلی الله علیه و آله مشرف گشتند. عرض کردند: یا رسول الله! پدر و مادرمان به فدایت، برای موضوعی خدمت شما رسیده ایم که اگر خدیجه زنده بود چشمش بدان  روشن می شد. وقتی پیغمبر (ص) نام خدیجه را شنید اشکش جاری شد و فرمود: خدیجه؟! کجا مانند خدیجه پیدا می شود؟ هنگامی که مردم مرا تکذیب نمودند مرا تصدیق کرد و برای ترویج دین خدا، اموالش را در اختیار من قرار داد. خدیجه زنی بود که خدا بر من وحی فرستاد که بدو بشارت دهم

 خانه ای از زمرد در بهشت بدو عطا خواهد کرد. ام سلمه عرض کرد: پدرم و مادرم فدایت شود، شما هرچه درباره خدیجه می فرمایید صحیح است. خدا ما را با او محشور گرداند. یا رسول الله! برادر و پسر عموی شما میل دارد همسرش را به منزل ببرد. فرمود: پس چرا خودش در این باره صحبتی نمی کند؟ عرض کرد: از کمروئی  اوست.پیغمبر (ص) به ام ایمن فرمود: علی را نزد من حاضر کن.وقتی علی (ع) خدمت پیغمبر مشرف شد فرمود: یا علی! آیا میل داری همسرت را به منزل ببری. عرض کرد: آری یا رسول الله.فرمود: خدا مبارک کند، همین امشب یا فردا شب وسائل عروسی را فراهم می کنم.سپس به همسرانش فرمود: اطاقی را برای فاطمه فرش کنید تا مراسم عروسی را برگزار کنیم (4). مراسم ازدواج برترین بندگان خداوند در روز اول یا ششم ذی الحجه (5) سال دوم یا سوم هجری انجام گرفت(6).

 

 (1)ذخائر العقبی ص 26.

 (2)بحار الانوار ج 43 ص 127 ذخائر العقبی ص 29

 (3)بحار الانوار ج 43 ص 127

 (4)بحار الانوار ج 43 ص 130 ـ 132

 (5)مناقب ابن شهر آشوب ج 3 ص 349

 (6)بحار الانوار ج 43 ص 6 و 7

برگرفته از کتاب بانوی نمونه اسلام تألیف ابراهیم امینی

 

 

 

 

 

منتظر
پيام هاي ديگران ()


 جمعه ۸ آذر ۱۳۸٧

 شهادت جواد الائمه امام محمد تقی(علیه السلام) بر تمام شیعیان آن حضرت تسلیت باد
 

شهادت-جواد-الائمه

معصوم یازدهم: حضرت امام محمد تقی(ع)

مقام:امام نهم

نام: محمد(ع)

لقب معروف: جواد

کنیه:ابوجعفر

نام پدر:علی(ع)

نام مادر:خیزران(س)(به روایتی)

روزوماه ولادت:10رجب

سال ولادت:195هجری

مدت امامت:17سال

مدت عمر:25سال

روز وماه شهادت:220هجری

قاتل: معتصم

محل دفن: کاظمین

تعداد فرزندان: 4پسر و4دختر(یه روایتی)

 

 

شهادت-امام-جواد-24461 

ازدواج حضرت جواد(ع) با دخترمأمون

 

مأمون در سال 204هجری به بغداد رفت وآنجا را دارالخلافه قرار داد و در همان جابرای امام جواد(ع) که در مدینه بود نامه نوشت واو را به بغداد دعوت کرد. امام به ناچار این دعوت را پذیرفت و مدینه را به قصد بغداد ترک کرد. هنگامی که امام جواد(ع) وارد بغداد شد، مورد احترام شایان مأمون قرار گرفت.

مأممون آن حضرت را در یکی از خانه های مجاور خانه خودش اسکان داد ودخترش زینب را که با کنیه أُم الفضل خوانده می شد به عقد ازدواج امام جواد(ع) در آورد.

به نقلی اصل عقد ازدواج در همان 9 سالگی امام جواد(ع) صورت گرفت ولی انتقال دختر مأمون به خانه امام(ع) مطابق پاره ای از روایات در سال215هجری، یعنی هنگامی که امام(ع) بیست سال داشت در شهر تکریف انجام شد، سپس امام جواد(ع) در ایام حج با همسرش به مکه رهسپار شد وپس از مراجعت از مکه به مدینه رفتند. برخی می نویسند امام جواد(ع) هنگامی که به سن 15سالگی رسید با دختر مأمون ازدواج کرد و اعتراض عباسیان ومناظرات علمی امام(ع) نیز درهمین وقت رخ داد. به هرحال مسئله تزویج دخبر مأمون با امام نهم(ع) هرچند مورد رضایت عباسیان نبودولی مأمون جلب رضایت انقلابی ها را بر جلی رضایت فرزندان عباس برگزید و ازدواج در یک مجلس رسمی پایان یافت. مأمون برا ی آرام کردن عباسیان مجلسی رسمی ترتیب داد تا انان از پایه علم ودانش امام جواد(ع) آگاه شوند وا زعمل مأمون درمورد ازدواج انتقاد نکنند.

فرزندان عباس که فکر نمی کردند نوجوانی تا این حد دارای علم ودانش باشد پس از طرح سؤالی فقهی از سوی یحیی بن اکتم و پاسخ هوشمندانه و قانع کننده امام جواد(ع) که حاضران را به حیرت افکند وباعث شد همگان به درک عمیق آن حضرت از مسائل فقهی و علوم اسلامی پی ببرند دانستند که در برابر امام جواد(ع) واحتجاجات او راه به چایی نخواهند برد. مأمون نیز که خوشحال بود به خاطر ازدواج امام جواد(ع) با دخترش مورد انتقاد قرار نمی گیرد، گفت: اینک دیدید وشناختید أبا جعفر را. پس رو به آن حضرت کرد و گفت: یا أبا جعفر آیا تو خطبه عقد را می خوانی؛ حضرت فرمود: آری و بدین ترتیب خطبه عقد بوسیله امام(ع) و مأمون جاری گردید.

 

                                             فرزندان امام جواد(ع)

 

درباره تعدادفرزندان امام جواد(ع) در تواریخ اختلاف است. گروهی فرزندان آن حضرت را سیزده تن(5 پسرو8 دختر) ذکر کرده اند وبرخی گفته اند که حضرت جواد(ع) 4 فرزند داشت(2 پسر و2دختر) اما غالبآ فرزندان آن حضرت را 4 پسر و 4 دختر به نام های علی النقی(ع)، ابواحمد موسی مبرقع، ابو احمد حسین، ابو موسی عمران، فاطمه، خدیجه، أم کلثوم، حکیمه ذکر کرده اند که مادرشان أم ولدی به نام سمانه مغربیه بود. آن حضرت از أم الفضل(دختر مأمون) فرزندی نداشت ونسل ایشان از 2 پسر خود یعنی علی النقی(ع) و ابواحمد موسی مبرقع می باشد که شرح مختصر درباره فرزندان امام جواد(ع) در اینجا ذکر می شود

 

1. امام علی النقی(ع)

 

ابوالحسن علی بن محمد معصوم دوازدهم وامام دهم شیعیان است. حضرت امام علی النقی(ع) در 15 ذی الحجه سال 212هجری در صریا اطراف مدینه به دنیا آمد. مدت عمر آن حضرت را 42 سال ومدت امامت ایشان را 33 سال ذکر کرده اند. وی سرانجام در سوم رجب سال 254 هجری در سامرا مسموم گردید و به شهادت رسید.

 

2.موسی مبرقع

 

ابواحمد موسی بن محمد، پس از امام هادی(ع) فاضل ترین و دانشمندترین فرزندان امام جواد(ع) به شمار می رود نسل امام نهم از موسی و هادی(ع) است وسادات رضویه غالبآ از عقاب موسی مبرقع می باشند. وی را بدین جهت مبرقع می گفتند که برقع در صورت خود می افکنده است.

اودر سال 256هجری از کوفه به قم رفت وهمانجا ساکن شد ودر 23ربیع الاول سال 296 هجری در گذشت. مزار ایشان در قم زیارتگاه عام وخاص است. موسی مبرقع دارای 6 فرزند بود.

 

3. حسین

 

فرزند دیگر امام (ع) است که کنیه اش را ابواحمد نوشته اند حسین از صحابه شجاع و شریف پدرش بود و اعتقاد به امامت برادرش امام هادی(ع) داشت.

 

 4. عمران

 

فرزند دیگر امام محمدتقی(ع) است وتنها معصوم زاده است که به این نام خوانده شده وظاهرآ در میان تمام فرزندان 14 معصوم(ع) جز او کسی به این نام خوانده نشده است. کنیه وی ابوموسی بوده، عمران سیدی فاضل، دانشمند، پرهیزگار ومعتقد به امامت امام هادی(ع) بود.

 

5. فاطمه

 

از دختران امام محمدتقی(ع) است که از بانوان فاضل متقی و پاکدامن شیعه درقرن سوم هجری است. او خواهر اعیانی امام علی النقی(ع) و معتقد به امامت ایشان بود.

 

6. خدیجه

 

دختر بزرگوا رامام محمدتقی(ع) است و روایاتی از پدر و برادرش نقل کرده که در کتب حدیث و رجال دیده می شود.

 

7. أم کلثوم

 

دختر دیگر امام محمد تقی(ع) بود که در مدینه به دنیا آمد و از بانوان محدثه و پرهیزگار شیعه بود. واز اصحاب امام علی النقی(ع) به شمار رفته است.

 

8. حکیمه

 

دختر دیگر امام جواد(ع) و از بانوان محترم خاندان عصمت وطهارت است که در عظمت و منزلت وی روایات بسیاری نقل شده و او را به عنوان محرم اسرار اهل بیت(ع) یاد کرده اند. او در هنگام ولادت امام زمان(عج) حاضر بوده و پس از شهادت امام حسن عسکری(ع) یکی از سفرایی بود که به واسطه او  مردم به حوائج خود نا ئل می شدند. وی صاحب دو فرزند  به نام حسین وحمزه بود. قبر این بانو در سامرا کنار مرقد امام هادی(ع) قرار دارد.

 

                                                       

                                 سخنان امام محمد تقی(ع)

 

تَوَسَّدِ الصَّبْرَ واَعْتَنِقِ الفَقْرَ وَ ارْفضِ الشَّهواتَ وَ خالِفِ الْهَوِ وَاعْلَمْ إنَّکَ مَمْ تَخْلُوَ مِنْ عَینِ اللهِ

فَانْظُرکَیْفَ تَکُونُ.

 

صبر را بالش کن و فقررا در آغوش بگیر وشهوات را ترک کن و با هوای نقس مخالفت کن و بدان که از دیده خدا پنهان نیستی پس بنگر که چگونه ای.

 

 

اَلْمُؤمنُ یَحْتاجُ اِلی ثَلاثِ خِصال: تَوفیقٍ مِنَ اللهِ وَ واعظٍ مِنْ نَفْسِهِ وَقَبولٍ مِمَّن یَنْصَحْهُ.

 

مومن به سه خصلت نیازمنداست: توفیقی که خداوند به او عطا فرماید و وعظ و اندرزی از درون وجدان خویش وپذیرش نصیحت از دیگران.

 

 

لا یَنقَطِعُ الْمَزیدُ مِن َ اللهِ حَتّی یَنْقَطِعُ الشُکْرُ مِنَ الْعِبادِ.

 

افزونی نعمت از جانب خدا بریده نشود تا آن هنگام که شکر گزاری از سوی بندگان بریده شود.

 

 

اِظهارُ الشَّی ءِ قَبْلَ اَنْ یُستَحْکَمُ مُفْسَدَةٌ لَهُ.

 

اظهار چیزی قبل از آن که محکم و پایدار شود سبب تباهی آن است.

 

 

شهادت-3428

منبع: احمد امیری پور، تاریخ چهارده معصوم(ع)(از پیامبر اسلام تا قیامت)

 

منتظر
پيام هاي ديگران ()


 پنجشنبه ٧ آذر ۱۳۸٧

 زنان پرچم دار جامعه مهدوی
 

● پیام‌های مهدوی
از آن‌جا که امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، امام، رهبر و ولی هر زن و مرد مسلمان شیعی است؛ لذا عصر ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و رفتار آن حضرت عجل الله تعالی فرجه الشریف می‌تواند، الگودهی برای زنان نیز باشد و آنان نیز می‌توانند با اجرای آن اهداف، جامعه‌ای مهدوی را در این عصر ـ که عصر غیبت است ـ پیاده نمایند. اینک به برخی از این پیام‌ها که از روایات استفاده می‌شود اشاره می‌کنیم:
▪ شرکت در مسائل اجتماعی
هر گاه جامعه به حدی رسید که زنان و مردان به تکامل عقلانی و اخلاقی رسیدند؛ زنان نیز می‌توانند در مسائل سیاسی و اجتماعی جامعه با حفظ شئونات اسلامی شرکت کنند و همانند مردها سهمی را ایفا نمایند. این معنا با جمع بین دو دسته روایات، به دست می‌آید:
الف) روایاتی که دلالت بر تکامل عقلانی و اخلاقی انسان‌ها در عصر ظهور دارد[
۷].
ب) روایاتی که دلالت بر وجود زنان در بین
۳۱۳ نفر اصحاب حضرت دارد[۸].
▪ مشارکت در انسجام اسلامی
یکی از اهداف حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ایجاد وفاق و انسجام اسلامی است. لذا در دعای ندبه می‌خوانیم: « کجاست آن کسی که گفتار را بر تقوا جمع می‌کند[
۹] ». زنان جامعة اسلامی نیز با الگو گرفتن از امام خود در حدّ توان خود می‌توانند در این هدف مهم در عصر غیبت سهیم باشند.
▪ احیای سنت‌های فراموش شده
زنان نیز می‌توانند، سنت‌های فراموش شده را احیا کنند؛ همان‌گونه که دربارة حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف می‌خوانیم: « ... او دستورات فراموش شدة قرآن و سنت را احیا می‌کند[
۱۰] ».
▪ تعلیم قرآن
زنان نیز می‌توانند همانند حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف معلم قرآن باشند؛ همان که دربارة حضرت آمده است: « ... آن گونه که قرآن نازل شده، به مردم می‌آموزد ...[
۱۱]».
▪ تربیت افراد
یکی از کارهایی که امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف بعد از ظهور، انجام می‌دهد، تکمیل اخلاقیات مردم است. بنابراین در روایتی که از امام باقر علیه السلام نقل شده است می‌خوانیم: « خداوند متعال، به واسطة حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف اخلاق مردم را کامل می‌کند[
۱۲] ».
زنان نیز می‌توانند فرزندان خود و نیز خود را، با تعلیمات اخلاقی تربیت کرده و آنان را به کمال برسانند.
▪ تلاش در جهت رفع گرفتاری‌های مردم
یکی از اسامی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف « غوث» است. در حدیثی می‌خوانیم: « مهدی در میان امت من، خروج می‌کند و خداوند او را به فریاد مردم می‌رساند[
۱۳] ». زنان نیز می‌توانند با اقتدا به الگوی خود، حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف فریاد رس گرفتاران، در حد امکان باشند.
▪ اصلاح جامعه
زنان نیز می‌توانند با الگوگیری از حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در حد وسع خود، در اصلاح جامعه کوشا باشند؛ همان طور که درباره حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف آمده است: « خداوند متعال، به واسطة او هر آن‌چه قبل از او فساد بوده، اصلاح خواهد کرد[
۱۴]».
▪ اهل عمل بودن
زنان برای تربیت اولاد و افراد جامعه باید خود اهل عمل باشند، و تنها به خیر و تقوا اشاره نمایند؛ همان گونه که سیرة حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در دعوت به حق، این گونه است. لذا از امام صادق علیه السلام نقل شده است که فرمودند: « ... او به تقوا اشاره کرده و خود عمل به هدایت می‌کند...[
۱۵] ».
▪ ایجاد عشق، در عبادت افراد
زنان باید همانند حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف اولاد و افراد جامعه را عاشق عبادت کرده و کاری کنند که افراد تحت تربیت آنها عبادت را دوست دارند. از پیامبر صل الله علیه و آله و سلم نقل شده است که فرموند: « ... حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف دل‌های بندگان را، عاشق عبادت می‌کند ...[
۱۶] ».
▪ آزادی مردم از بندگی هوای نفس
زنان باید سعی کنند تا افراد تحت تربیت خود را از بندگی هوای نفس برهانند؛ همان گونه که در مورد حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف می‌خوانیم: « ... خداوند به واسطة او، ذلت بردگی ( هوای نفس) را از گردن‌های شما، بر می‌دارد[۱۷] ».
▪ گسترش عدل
زنان نیز با الگوگیری از حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف می‌توانند در گسترش عدل کوشا باشند؛ چنان که در روایات آمده است: « آگاه باشید! به خدا سوگند، به طور حتم، حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف عدالتش را داخل خانه‌های شما خواهد کرد؛ همان گونه که گرما و سرما داخل خانه‌های شما خواهد شد[۱۸] ».
▪ برپایی نماز
زنان باید در حد توانایی خود، در برپایی نماز کوشا باشند؛ همان طور که از اهداف حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، برپایی نماز است. از زیدبن علی، نقل شده است: « هنگامی که قائم آل محمد عجل الله تعالی فرجه الشریف، قیام کند، می‌فرماید:‌ای مردم! ما کسانی هستیم که خداوند در قرآن وعدة آنان را به شما داده است؛ آن جا که فرمود: کسانی که اگر ما در روی زمین به آنان امکانات دهیم نماز را به پا، می‌دارند...[۱۹] ».
▪ امر به معروف و نهی از منکر
در روایتی دربارة اصحاب حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از زنان و مردان آمده است: « آنان، امر به معروف و نهی از منکر می‌کنند[
۲۰] ». بنابراین اگر زنان جامعة اسلامی می‌خواهند در راه حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و اصحاب او باشند، باید این دو فریضه را احیا نمایند.
▪ اهل تلاش بودن
زنان باید از اصحاب حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف الگو گرفته و اهل کوشش و تلاش باشند؛ همان گونه که از رسول خدا صل الله علیه و آله و سلم نقل شده است که دربارة اصحاب حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف فرمود: « خداوند برای او از دورترین کشورها به تعداد اهل بدر (
۳۱۳ نفر) جمع می‌کند، که همگی اهل کوشش و تلاش در راه اطاعت خدا هستند[۲۱] ».
▪ سعی در گسترش علم
زنان نیز می‌توانند در گسترش علم در سطح جامعه در حد امکان، کوشا باشند، همان طور که از رسول خدا صل الله علیه و آله و سلم نقل شده که دربارة حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف فرمود: « ... خداوند عزوجل، به واسطة او زمین را بعد از تاریکی، پر از نور کرده و پس از ظلم، پر از عدل نموده و پس از جهل، پر از علم خواهد کرد[
۲۲] ».
▪ تواضع و فروتنی نسبت به دیگران
بانوان باید نسبت به هم نوعان دینی خود، متواضع باشند. همان طور که دربارة حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از امام صادق علیه السلام نقل شده که فرمودند: « در برابر مومنان، ذلیل و در مقابل کافران، عزیزند[
۲۳] ».
▪ از تنهایی نهراسیدن
هر گاه انسان، حق را یافت؛ گرچه پیروان آن کم است، نباید از تنهایی یا کمی افراد، به خود ترس راه دهد. دربارة حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف می‌خوانیم: « حق با ماست، هر کس از ما کناره گیرد ما را به وحشت نمی‌اندازد[
۲۴] ».
▪ همکاری با مصلحان
امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف گرچه به تنهایی می‌تواند جهان را اداره کند، ولی اهداف عالی خود را با همکاری با مصلح بزرگ، حضرت مسیح، دنبال می‌کند. بنابراین در حدیثی از رسول خدا صل الله علیه و آله و سلم آمده است: « ... عیسی بن مریم، فرود می‌آید و پشت سر او نماز می‌گذارد...[
۲۵] ». و این عملکرد بسیار آموزنده‌ای است که بانوان ما نیز می‌توانند از آن درس گرفته و در این جهت به حضرت، اقتدا کنند.
▪ صله رحم
دربارة حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از امام علی علیه السلام نقل شده که از همه بیشتر صله رحم می‌کند؛ آن جا که فرمود: « او از همه بیشتر صله رحم خواهد کرد[
۲۶] ». زن مسلمان نیز با الگوگیری از حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف باید این سنت مهدوی، بلکه سنت همة امامان و انبیا را احیا کند.
▪ اهل شب زنده داری
دربارة اصحاب حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از امام صادق علیه السلام نقل شده که اهل شب زنده داری هستند: « آنان مردانی هستند که شب را نمی‌خوابند، در نمازشان زمزمه‌ای چون زنبور دارند، شب‌ها در حال قیام بر روی پاهای خود می‌ایستند ...[
۲۷] ». از آن‌جا که در میان اصحاب امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف زن نیز وجود دارد، این صفت شامل آنها نیز می‌شود و پیام آن به زن مسلمان آن است که اگر می‌خواهیم در عصر غیبت از یاوران مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف باشیم شب‌زنده داری را هرگز فراموش نکنیم.
▪ امانت داری
بانوان شیعه باید با الگوگیری از امام خود، امانت دار باشند؛ همان گونه که دربارة حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف آمده است: « او نگه دار هر چیزی است که نزد او به امانت گذاشته شده است[
۲۸] ». زن مسلمان نیز باید با الگو قرار دادن امامان سعی خود را در شناخت خداوند به کار بسته و خداشناس حقیقی گردد.
▪ خداشناس حقیقی
اصحاب حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف که از آن جمله
۵۰ زن هستند ـ همگی خداشناس و اهل توحیدند ـ دربارة آنها از امام علی علیه السلام نقل شده است: « ... و آنان کسانی هستند که خداشناس حقیقی بوده و اهل توحید می‌باشند[۲۹] ».
▪ استفاده از روزهای مهم
بانوان با الگوگیری از حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف کارهای مهم را در روزهای مهم انجام دهند؛ همان طور که دربارة حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف می‌خوانیم که امام باقر علیه السلام فرمود: « گویا قائم را در روز عاشورا، روز شنبه، مشاهده می‌کنم که بین رکن و مقام ایستاده و در مقابل او کسی ندا می‌دهد: برای خدا بیعت کنید. در آن هنگام است که خداوند زمین را پر از عدل می‌کند؛ همان گونه که پر از ظلم و جور شده باشد[۳۰] ».
▪ اخلاص در عمل
بانوان شیعی و پیروان حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف باید اهل اخلاص در عمل باشند؛ همان گونه که در بارة اصحاب حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از امام جواد علیه السلام نقل شده که فرمودند: « ... چون برای حضرت، این تعداد از مخلصین فراهم شود؛ خداوند امر او را ظاهر خواهد نمود ...[
۳۱] ».
▪ نترسیدن از ملامت افراد
بانوان شیعی نباید از ملامت افراد ملامت گر، بهراسند. آنها باید در راه حقی که تشخیص داده‌اند، ثابت قدم باشند؛ همان گونه که دربارة امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف آمده است که فرمود: « ... در راه خدا از ملامت هیچ ملامت کننده‌ای نمی‌هراسد[
۳۲] ».
▪توجیه قبل از اقدام عملی
از امام باقر علیه السلام نقل شده که فرمود: «یقول القائم عجل الله تعالی فرجه الشریف لأصحابه: یا قوم! انّ اهل مکة لایریدوننی، و لکنّی مُرْسل الیهم لأحتجّ علیهم بما ینبغی لمثلی ان یحتجّ علیهم. فیدعو رجلاً من اصحابه فیقول له: امض الی اهل مکة فقل: یا اهل مکة! انا رسول فلان الیکم…»[
۳۳]؛ «قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف به اصحاب خود می‌گوید: ای قوم! همانا اهل مکه مرا نمی‌خواهند، ولی من کسی را به سوی آنان می‌فرستم تا بر آنها آن‌گونه که سزاوار من است احتجاج نماید. لذا یکی از اصحابش را می‌خواهد و به او می‌گوید: به سوی اهل مکه برو و بگو: ای اهل مکه! من فرستادة فلان (حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف) به سوی شمایم…».
وظیفة زنان جامعة اسلامی نیز آن است که هنگام تربیت فرزندان خود یا دیگران، ابتدا آنها را توجیه کنند و در صورتی که توجیه آنان جواب نداد با ملاحظة مراحل دست به اقدام عملی بزنند.
▪ مقابله با انحرافات
از امام علی علیه السلام نقل شده که دربارة حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف فرمود: « در آخر زمان او خروج می‌کند و انحرافاتی که در حق پدید آمده اصلاح خواهد کرد…»[
۳۴].
زنان نیز در جامعة اسلامی باید به مولای خود اقتدا کرده و در حدّ توان خود در راستای این هدف گرچه در سطحی محدود کوشا باشند تا زمینه‌ساز ظهور گردند.
▪ هتک حرمت افراد ممنوع
از امام علی علیه السلام نقل شده که از جمله اموری که حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف بر آن با اصحاب خود که از آن جمله بانوان هستند پیمان می‌بندد هتک حرمت نکردن افراد است، آن جا که می‌فرماید: «آنان بر اصولی با حضرت بیعت می‌کنند که از آن جمله این است که هتک حرمت فرد آبرومندی را نکنند و کسی را سبّ و دشنام ندهند و به منزلی هجوم نیاورند و کسی را به جز به حقّ نزنند…».[
۳۵]
بانوان نیز باید مواظب رفتار و گفتار خود بوده و هتک حرمت شخص آبرومندی را ننمایند و بی جهت به کسی ناسزا نگویند و… .
▪ نخوردن مال یتیم
از امام علی علیه السلام نقل شده که حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از جمله پیمان هایی را که با کارگزارانش از جمله بانوان برای بیعت می‌بندد نخوردن مال یتیم است، آن جا که می‌فرماید: «… من با شما هستم در صورتی که مال یتیم را ]بی‌جهت[ نخورید…».[
۳۶]
این وظیفه نیز می‌تواند برای یاوران حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و پیروان او آموزندگی داشته و با پیروی از آن از اصحاب آن حضرت عجل الله تعالی فرجه الشریف در عصر غیبت باشند.
▪ گواهی با علم
از امام علی علیه السلام نقل شده که حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از جمله پیمان‌هایی را که با کارگزارانش از جمله بانوان برای بیعت می‌بندد گواهی ندادن بدون علم است، آن جا که می‌فرماید: «من با شما هستم در صورتی که … بر چیزهایی که به آن علم ندارید گواهی ندهید…».[
۳۷]
همه از آن جمله بانوان اسلامی وظیفه دارند تا چیزی را که ندانسته و از آن اطلاعی ندارند گواهی ندهند.
▪ دشنام دادن ممنوع
از امام علی علیه السلام نقل شده که حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از جمله پیمان‌هایی را که با کارگزارانش از جمله بانوان برای بیعت می‌بندد دشمنان ندادن به مردم است، آن جا که می‌فرماید: «من با شما هستم در صورتی که … کسی را دشنام ندهید…».[
۳۸]
بانوان مهدوی باید با الگو گرفتن از حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف مواظب زبان خود بوده و بی جهت کسی را دشنام نداده و ناسزا نگویند.
▪ اطعام به مساکین
از پیامبر صل الله علیه و آله و سلم نقل شده که دربارة حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف فرمود: «گویا مهدی با دستان خود به مساکین کره می‌دهد».[
۳۹]
و نیز نقل شده که فرمود: «نشانة مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، آن است که او بر کارگزاران خود سخت گرفته و با مال خود جود خواهد کرد و به مساکین رحم خواهد نمود».[
۴۰]
بانوان اسلامی نیز می‌توانند با الگو گرفتن از سیرة مهدوی در حدّ توان خود به مساکین اطعام داده و حتی به مستمندان با دستان خود غذا دهند تا به جامعة خود رنگ و بوی مهدوی دهند.
▪ آبادی معنوی جامعه
از پیامبر صل الله علیه و آله و سلم نقل شده که دربارة حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف فرمود: «… به قائم از شما زمین خود را به تسبیح و تحلیل و تقدیس و تکبیر و تمجیدم آباد خواهم کرد…».[
۴۱]
از دامن زن است که مرد به معراج می‌رود. زنان جامعه می‌توانند با تربیت معنوی فرزندان و اعضای خانوادة خود در تشکیل جامعه‌ای معنوی در حدّ و محدودیت خود سهیم باشند، گرچه حدّ کامل آن اختصاص به عصر ظهور دارد.
▪ شرکت نهضت سوادآموزی
از پیامبر صل الله علیه و آله و سلم نقل شده که دربارة عصر غیبت فرمود: «زود است که فتنه هایی پیدا شود به حدّی که انسان صبح هنگام مؤمن است ولی عصر هنگام کافر می‌شود مگر کسی که خداوند او را با علم زنده کرده است».[
۴۲]
زنان جامعه نیز می‌توانند در راستای زنده کردن جامعه از راه سوادآموزی و فراگیری دانش و معرفت، سهم بسزایی داشته باشند.
▪ خلف وعده ممنوع
از پیامبر اکرم صل الله علیه و آله و سلم نقل شده که دربارة حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف فرمود: «… اگر از دنیا تنها یک روز باقی مانده باشد خداوند آن روز را طولانی می‌کند تا مردی از اهل بیتم مالک زمین گشته و کارهای مهم به دست او انجام گردد. او اسلام را ظاهر کرده و خلف وعده نمی‌کند…».[
۴۳]
بانوان جامعة اسلامی باید با الگو گرفتن از حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و آرمان‌های بلند او و در راستای زمینه سازی ظهور اهل وفای به عهد باشند تا از یاران حضرت در عصر ظهور باشند.
▪ رفع اختلاف از بین شیعیان
از امام حسین علیه السلام نقل شده که فرمود: «آن امری که انتظارش را می‌کشید تحقق نمی‌یابد تا این که شما از یکدیگر بیزاری جسته و در صورت یک‌دیگر آب دهان بیندازید و بر ضد هم‌دیگر گواهی داده و یک‌دیگر را لعن کنید». به حضرت عرض کردم: آیا در آن زمان خیری نیست؟ امام حسین علیه السلام فرمود: «تمام خیر در آن زمان است؛ چرا که قائم ما قیام کرده و تمام این امور را دفع خواهد کرد».[
۴۴]
● نتیجه
انسان‌ها در سطوح مختلف جامعه می‌توانند با الگو گرفتن از سیرة حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و کارگزاران او و عمل کردن به آرمان های بلند مهدوی جامعه ای با رنگ و بوی عصر ظهور در حدّ و توان خود ایجاد نماییم و از آن جا که زنان و بانوان یکی از ارکان مهم و اساسی جامعه‌اند، لذا می‌توانند در تحقق این جامعة مهدوی در عصر غیبت سهم بسزایی داشته باشند.

 

منتظر
پيام هاي ديگران ()


 چهارشنبه ٦ آذر ۱۳۸٧

 نقش آفرینی زنان در جامعه مهدوی
 

 

یکی از ارکان مهم جامعه را زنان تشکیل می دهند و به واقع باید گفت هیچ کار مهمی بدون همکاری و کمک آنان تحقق نمی پذیرد. از آنجا که جامعه مهدوی یک جامعه ساده و پیش پا افتاده نیست خود حاکی از نقش بسیار مهم و برجسته  زنان دارد. البته ابتداً باید بیان کنیم جامعه مهدوی را به دو بخش زمانی می توان تقسیم کرد .جامعه ای که در زمان غیبت است و زمینه ساز عصر ظهور آقا می باشد، جامعه ای که بعد از زمان ظهور است. و در این مجال ما میخواهیم خصوصیاتشان را در جامعه مهدوی که زمینه ساز ظهور اند بررسی کنیم. نقشها را بیان کنیم تا بتوانیم از این طریق برسیم به جامعه ای ایده آل که در آن همه چیز مهیا است تا آقا بیایید.

از آن‌جا که غیبت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از ناحیة ما بوده[۱]؛ ما نیز در ظهور او مؤثر خواهیم بود، و این امر تنها با به کار بردن اهداف حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف – گرچه در سطح محدود ـ تحقق خواهد یافت. بنابراین در روایتی از پیامبر صل الله علیه و آله و سلم آمده است: « قومی از مشرق زمین، خروج می‌کنند که زمینه‌ساز سلطنت و حکومت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف خواهند بود»[۲] . این آماده سازی می‌تواند در زمینة فرهنگ و عقلانیت مردم باشد، که در صورت بالا رفتن سطح آن، زمینه برای ظهور حضرت، فراهم خواهد شد. از امام باقر علیه السلام نقل شده است که فرمود: « چون قائم ما، قیام کند؛ دستش را بر سر بندگان می‌گذارد و عقول آنها را متمرکز ساخته و اخلاق را به کمال می‌رساند»[۳] . از این حدیث استفاده می‌شود که کار حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، تکمیل نقص عقول و اخلاق مردم است تا از معارف الهی بهره مند شوند. در نتیجه این مردم هستند که با تلاش خود و بالا بردن سطح علم، اخلاق و فرهنگ جامعه می‌توانند زمینه‌ساز ظهور کلی حضرت شوند تا به واسطة آن به کمال عقلانی نهایی برسند.

 الگوگیری از حکومت مهدوی
امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، رهبر و الگوی کامل برای شیعیان است و لذا مرد و زن وظیفه دارند تا در حد امکان، از اهداف بلند آن حضرت بهره برده و خود را به او نزدیک نمایند. بنابراین ما می‌توانیم با سرمشق قرار دادن اهداف عالی آن بزرگوار، جامعه‌ای مهدوی ـ هرچند محدود ـ ایجاد نماییم.
منتظران مصلح، خود صالح‌اند.
کسانی که در انتظار مصلح جهانی به سر می‌برند، خود باید صالح باشند و این با پیاده کردن اهداف قیام حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در جامعه ـ هر چند در سطح محدود ـ میسر می‌شود.
وجود زنان در میان اصحاب حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف

در رابطه با اصحاب حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریفکه راجع به زنان است، دو روایت وجود دارد که در یکی از آنها اشاره به وجود سیزده زن در بین اصحاب حضرت دارد و در دیگری پنجاه زن. ممکن است که جمع بین دو دسته، این گونه باشد که مجموع اصحاب حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از زنان، پنجاه نفر است که سیزده نفر آنها، کسانی هستند که رجعت کرده و از قبر، سر بر می‌آورند و در حکومت حضرت، سهیم خواهند بود.
مفضل بن عمر می‌گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که می‌فرمود:« همراه قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف سیزده زن وجود دارد. عرض کردم، از آنها در چه کاری بهره می‌گیرد؟ فرمود: آنان مجروحان را مداوا کرده و از آنها پرستاری می‌کنند؛ همان‌گونه که زنان همراه رسول خدا صل الله علیه و آله و سلم، چنین می‌کردند. عرض کردم: نام آنها را برای من بگو! حضرت فرمود: قنواء دختر رُشَید، ام ایمن، حبابه والبیه، سمیه مادر عمار بن یاسر، زبیده، ام خالد احمسیه، ام سعید حنفیه، وصبانه ما شطه و ام خالد جهنیه»[
۴
].
جابر بن یزید جعفی از امام باقر علیه السلام نقل کرده است که فرمود: « به خدا سوگند! سیصد و بیشتر از ده نفر می‌آیند که در میان آنها، پنجاه نفر زن وجود دارد. آنان در مکه بدون وقت مقرر، اجتماع می‌کنند؛ دسته هایی همانند ابرهای پاییز، بعضی پشت سر بعضی دیگر. و این همان آیه‌ای است که خداوند فرمود: هر کجا باشید خداوند تمام شما را خواهد آورد؛ زیرا او بر هر چیزی قادر است.»[
۵]
اگر چه این روایت را عیاشی، مرسلا نقل کرده است، ولی نعمانی و دیگران، آن را با چند طریق که برخی از آنها صحیح است نقل کرده اند[
۶].

[۱]. خواجه نصیر الدین طوسی رحمه الله علیه می‌فرماید: « وجوده لطف و تصرفه لطف آخر و عدمه منا» ؛ وجود او لطف و تصرف او لطفی دیگر و نبود تصرف از ناحیة ماست. (کشف المراد، ص۴۹۰- ۴۹۱)
[
۲]. « یخرج قوم من المشرق یوطئون للمهدی سلطانه» سنن ابن ماجه، ج۲، ح ۴۰۸۸ و
[
۳]. « اذا قام قائمنا وضع یده علی رؤوس العباد فجمع به عقولهم و اکمل به اخلاقهم» بحار الانوار، ج۵۲، ص۳۳۶، ح۷۱.
[
۴]. «سمعت ابا عبد الله (ع) یقول: یکون مع القائم ثلاث عشر إمرأة. قلت: و ما یصنع بهن؟ قال: یداوین الجرحی و یقمن علی المرضی، کما کنّ مع رسول الله (ص). قلت: فسمهن لی! قال: القنواء بنت رشید، و ام ایمن، و حبابة الوالبیة، و سمیة ام عمار بن یاسر، و زبیدة، و ام خالد الأحمسیة، و ام سعید الحنفیة، و صبانة الماشطة و ام خالد الجهنیة» دلائل الامامة، ص۲۵۹ و اثبات الهداة، ج۳، ص۵۷۵.
[
۵]. «یا جابر!… و یجئ والله ثلاثمائةو بضعة عشر رجلا فیهم خمسون امراة، یجتمعون بمکة علی غیر میعاد، قَزَعا کقزع الخریف یتبع بعضهم بعضا، و هی الآیة التی قال الله: این ما تکونوا یأت بکم الله جمیعا ان الله علی کل شیئ قدیر» تفسیر عیاشی، ج۱، ص۶۵.
[
۶]. الاختصاص، ص۲۵۵؛ الارشاد، ص۳۵۹؛ غیبت طوسی، ص۲۶۹؛ اعلام الوری، ص۴۲۷؛ الخرائج، ج۳، ص۱۱۵۶؛ عقد الدرر، ص۴۹؛ اثبات الهداة، ج۳، ص۵۴۸ و بحار الانوار، ج۵۱، ص۵۶ و ج۵۲، ص۲۱۲.

منتظر
پيام هاي ديگران ()


 چهارشنبه ۱ اسفند ۱۳۸٦

 فاطمه زهرا(س)
    به گفته «امین الدین طبرسى‏» دانشمند بزرگ ما: «مشهور در روایات شیعه این است که

   حضرت فاطمه زهرا (علیها السلام) در سال پنجم بعثت‏بیستم جمادى الاثانى در شهر مکه

   متولد گردید،و هنگام وفات پیغمبر (صلى الله علیه و آله) هیجده سال و هفت ماه داشته

   است. (1)

   پیشواى محدثین شیعه ثقة الاسلام کلینى درکتاب شریف «کافى‏» نیز مى‏نویسد: ولادت

    فاطمه زهرا (سلام الله علیها) دختر پیغمبر (صلى الله علیه و آله) پنجسال بعد از بعثت آن

    حضرت اتفاق افتاد. (2)

   مؤلف «کشف الغمه‏» على بن عیس اربل دانشمند مطلع به نقل از «ابن خشاب بغدادى،

   متوفى به سال 567 ه در کتاب «تاریخ موالید و وفیات اهلبیت عصمت‏» به اسناد خود از امام

   محمد باقر (علیه السلام) روایت مى‏کند که فرمود: «فاطمه علیها السلام پنجسال بعد از

   آشکار شدن نبوت پیغمبر و نزول وحى، متولد گردید، در وقتى که قریش خانه کعبه را

   مى‏ساختند. و چون آن حضرت وفات. یافت هیجده سال و هفتادو پنج روز از سن مبارکش

   مى‏گذشت. (3)

   از آنجا که قریش پنجسال قبل از بعثت‏به تعمیر خانه خدا پرداختند، احتمال مى‏رود که راوى،

   کلمه «قبل از آشکار شدن نبوت پیغمبر » را به (بعد) اشتباه گرفته باشد،و چنانکه بعضى

   گفته‏اند سن حصرت هنگام وفات 23 سال بوده، ولى دردنباله حدیث که تصریح مى‏کند

   حضرت 18 سال بوده، ولى در دنباله حدیث که تسریح مى‏کند حضرت 18 سال و 75 روز

   داشته این احتمال را سست مى‏گرداند. مگر اینکه بگوئیم این نتیجه‏گیرى هم از راوى بوده

    است.

   البته باید توجه داشت که در حدیث معتبر پیغمبر فرموده است: رشد دخترم فاطمه، هر سال

    آن به اندازه رشد دو سال دختران دیگر بوده است، و با این توصیف ازدواج حضرت فاطمه زهرا

    (علیها السلام) با على (علیه السلام) در سن 9 سالگى که از لحاظ تناسب اندام و عقل و

    درایت در حد دختر 18 ساله بوده هیچ اشکالى ایجاد نمى‏کند، بخصوص که از زندگانى کوتاه

    آن حضرت و شخصیت ممتازش به خوبى پیدا است که او دختر استثنائى بود، و سایر دختران

    را نمى‏توان به آن وجود مقدس مقایسه نمود.

   شیعه و سنى روایت کرده‏اند که پیغمبر اکرم (صلى الله علیه و آله) بارها دخترش فاطمه

    (علیها السلام) را در حضور مهاجر و انصار «بانوى بانوان جهان از آغاز خلقت تا پایان روزگار» و

   «بهترین زنان جهان‏» و «بهترین زن بهشتى‏» خواند. (4) و این بزرگترین افتخارى است که به

   نقل شیعه و سنى نصیب یک زن در عالم شده است.

   عایشه همسر پیغمبر (صلى الله علیه و آله) مى‏گوید: «هرگاه فاطمه وارد مى‏شد بر پیغمبر

   (صلى الله علیه و آله) حضرت از جا برمى‏خاست و سر او را مى‏بوسید، و در جاى خود

    مى‏نشانید.

   در کششف الغمه از کتاب «معالم العتره‏» حافظ عبدالعزیز جنابذى دانشمند بزرگ عامه نقل

    مى‏کند که عایشه گفت: هیچ کس را در گفتار شبیه‏تر از فاطمه به پیغمبر ندیدم. هرگاه وا

    مى‏شد بر پیغامبر(صلى الله علیه و آله) حضرت به احترام وى برمى‏خاست ودست او را

   مى‏گرفت و مى‏بوسید، و در جاى خود مى‏نشانید.

   و هم عایشه مى‏گوید: هر وقت پیغمبر به شوق بهشت مى‏افتاد فاطمه را مى‏بوسید و

   مى‏بوئید و مى‏فرمود: بوى بهشت را از فاطمه استشمام مى‏کنم. و مى‏افزود: فاطمه سرآمد

    زنان بهشت است. فاطمه انسانى آسمانى است.! (5)

   1- ( اعلام الورى، باب فضائل حضرت زهرا سلام الله علیها)

    2  - ( اصول کافى، ج 1 ص 457)

   3  - ( کشف الغمه فى معرفة‏الائمة ج 1 ص 449)

    4 - ( اما ابنتى فاطمة فهى سیدة نساء العالمین،من الاولین و الاخرین،فاطمة خیر نساء

   العالمین، فهى حوراء انسیة و خیر نساء اهل الجنة.)

    5  - ( نگاه کنید به اعلام الوراى طبرسى - باب ششم، و کشف الغمه اربلى، باب فضائل

   فاطمه زهرا علیها السلام، و فضائل الخمسه، من الصحاح السته.)

منتظر
پيام هاي ديگران ()


 جمعه ٢٦ بهمن ۱۳۸٦

  
     مقام حضرت خدیجه در پیشگاه خدا

    ابوسعید خدری می­گوید: رسول خدا فرمود: وقتی که در شب معراج ، جبرئیـل مرا به سوی  

    آسمانها برد و سیر داد، هنگام مراجعت به جبرئیل گفتم : «آیا حاجتی داری؟» جبرئیل گفت:

    « حاجت من این است که سلام خدا و سلام مرابه خدیجه برسانی »پیامبر (صلی الله علیه

    وآله) وقتی که به زمین رسید ، سلام خدا و جبرئیل را به خدیجه ابلاغ کرد. خدیجه گفت «ان

    الله هو السلام ، وفیه السلام ، الیه السلام ، وعلی جبرئیل الســــــلام ؛ همانا ذات پاک خدا

   سلام است، واز او است سلام ، وسلام به سوی او باز گردد و برجبرئیل سلام باد.»[۱]

   پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود:
 
   جبرئیل نزد من آمد و گفت : ای رسول خدا!این خدیجه است ، هرگاه نزد تو آمد، بر او از سوی

    پروردگارش و از طرف من ، سلام برسان:

   « و بشرها ببیت فی الجنة من قصب لاصخب و لانصب»
 
   «و او را به خانه­ای از یک قطعه (از زبرجد ) در بهشــــت که در آن رنج و ناآرامی نیست ، مژده

   بده »[3]

   در کتاب «الخصائص الفاطمیه» نقل شده :

   طبق روایت مشهور هنگامی که حضرت خدیجه رحلت کرد، فرشتگان رحمــت از جانب خداوند 

  کفن مخصوصی برای خدیجه نزد رسول خدا آوردند واین علاوه بر اینکه مایه برکت برای  خدیجه

   بود،مایه تسلی خاطر رسول خدا گردید. وبه این عنوان تقدیر وتجلیل جالبی از طرف خداوند؟

   حضرت خدیجه به عمل آمد.
 
   پیامبر اکرم پیکر مطهرحضرت خدیجه را با آن کفن پوشانید.سپس جنازه او را با همراهـــــان به

   سوی قبرستان معلی بردند تا در کنار مادرش حضرت آمنه به خاک بسپارند . درآنجا قبری برای

    حضرت خدیجه آماده کردند، رسول خدا درمیان آن قبر رفت و خوابید ، سپـــس بیرون آمد وآن

    گوهر پاک را در آنجا به خاک سپرد.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

[۱]  : مجلسی، محمدتقی؛ بحار الانوار ، بیروت ، مؤسسه الوفاء ،1404ه. ق ، ج16،ص7

منتظر
پيام هاي ديگران ()


 دوشنبه ٢٢ بهمن ۱۳۸٦

  
 

                                                 ام المومنین حضرت خدیجه(ع)   

  حضرت خدیجه نخستین ام المومنین است که در قران مجید به عنوان یکی از زنان پیامبر مورد توجه قرار گرفته است.به طور شخصی در سوره ضحی ایه هشتم به نام و اوصاف او اشاره گردیده است.(و وجدک عائلا فاغنی) در تفسیر های عامه و خاصه و روایت های اهل بیت(ع) امده و تصریح شده که مراد از بی نیاز سا ختن پیامبر مال و  بخشش خدیجه بوده که همه را در طبق اخلاص گذاشته وبرای پیشرفت دین مبین اسلام در اختیار پیامبر خدا قرار داد.۱

حضرت خدیجه پانزده سال قبل از عام الفیل و شصت و هشت سال قبل ازهجرت نبوی  در شهر مکه دیده به جهان گشود. پس از شصت و پنج سال زندگی با شرافت سرانجام در تاریخ دهم رمضان سال دهم بعثت به رحمت خدا پیوست.  مدفن او در قبرستان ابو طالب که قبرستان معلی نیز خوانده میشود مورد زیارت است.  نام او خدیجه ؛کنیه اش ام هند؛ نام پدرش خویلد ابن اسد ومادرش فاطمه دختر زائده بن الاصم می باشد. پدر و مادر خدیجه با چند واسطه به لوی بن غالب می رسد که جد اعلای پیامبر است مادر مادر خدیجه هاله  دختر عبد مناف است.بنابراین خدیجه هم از طرف پدر و هم مادر با پیامبر هم نسب است.۲

    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

  ۱-بحار الانوار ج۱۶ صفحه ۱۳۸/المیزان ج۲۰ صفحه ۴۴۵ /مجمع البیان ج۱۰ صفحه ۵۰۶ /تفسیر نمونه ج۲۷  صفحه ۱۰۵

 ۲-اسد الغابه ج ۵ صفحه ۴۳۴/طبقات ابن سعد ج۸ صفحه ۱۴/سفینة البحار ج۱ صفحه ۳۷۹      

منتظر
پيام هاي ديگران ()


 پنجشنبه ۱۱ بهمن ۱۳۸٦

 عکس هایی ازامام خمينی (ره)
 

 

 

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

منابع :http://www.rahpouyan.com

 

منتظر
پيام هاي ديگران ()




.:ضحی:.
.: آرشیو:.
.:ارتباط با نویسنده:.

: محبت کردین ؟ : 

.:لوگوی دوستان:. 

نــــــــــــــــا قــــــــــــــوس دل

::دوستان::

.: آیدا :.
.: مرکز مدیریت حوزه های علمیه خواهران :.
.: حوزه علمیه قم:.
.: زندگی نامه علما:.
.: رهبر فقط سید علی:.
.: حوزه علمیه قم:.
.:نــــــاقـــــوس دل:.
.:: هرچه میخواهد دل تنگت بگوووو ::.
.::کلبه تنهاییم ::.
.::وخدایی که در این نزدیکیست ::.
.::مجنون::.
.::دورچرخه سوار::.
.::سکوت سرد::.
.::دفترخاکستری::.
.::من او ندارم ::.
.::امانت عشق::.
.::خود خودِمن::.
.::همواره خواهم کوشید ::.
.::سوال::.
.::پسرهای مثبت::.
.::هویت گمشده ::.
.::حامدم بی تو من فقط سکوتم::.
.::خاطرات::.
.::کاش امتداد لحظه..::.
.::shafagh::.
.::تک ستاره اسمون دلم ::.
.::اندیشه جوان ایرانی::.
.::دل نوشته های یک دل ::.
.::قصه رهایی::.
.::کدام خانه مرا با سلام میخواند؟ ::.
.::عاشق مهدی( ع::.
.::بوی یاس::.
.::ابان::.

.::مردی با خاطراتش::.

.::دفتر عشق::.

.::افتخار افاق::.

.::به سوی کامیابی::.

.::خاطرات من وخودم::.

.::با تمام دل::.

.::اسمون::.

.::صلیب نقره ای::.

.::حزب جوانان ::.

.::ستاره::.

.::من قوی تشنه ام که به ساحل نشسته ام ::.

.::شب های روشن::.

.::به احترام پلک های مبارکت سکوت میکنم::.

.::گروه یاران::.

.::اشک زندگی::.

.::بارونی::.

.::حریم عاشقی::.

.::روئیای ناتمام من ::.

.::حرفای قشنگ قشنگ ::.

.::برزخ تنهایی ::.

.::مهدی شکران::.

.::ایران ازاد ::.
.::ابشار زندگی ::.
.::طواف::.

.::دختر پاییزی ::.
.::سکوت تنهایی ::.
.::صد ترانه صد غزل ::.
.::سینمایی - تئاتر ::.
.::بی تو هرگز::.
.::یاور همیشه مومن::.
.::elvise درقلب ها زنده است::.
.::سرزمین سرخ::.
.::مسافر::.
.: عسل :.

.:. ضحی .:.